به پیش جوشکاری رفت مَردی دَهد تا جوش سوراخ سپر را از ایشان خواست یک پول قلمبه که سوزانید قلب آن بشر را پس از چندی همان استاد زالو گرفته همچنان دور کمر را سوار تاکسی آن مرد گردید بریده بود زیرا دست و سر را گرفت از او کرایه را مضاعف دَمر گرداند آن مَرد دمَر را خلاصه می بُرند اینجا مُداوم همه یک جور گوش همدگر را ! صفحه 7 منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

دانلود رایگان تامین گران صنعت دسپرادو تی سی گیمز | مرجع تخصصی ترینر , کرک و سیو بازیها معرفی مشاهیر و بزرگان ...دلتنگی... [ roOzmAregie Man ] مرکز تخصصی خدماتی و آموزشی پیک شفا