ای فقر سکوت خانه از توست دعوای پدر،بهانه از توست آن دخترک فرار کرده تنها ز سکوت خانه از توست آن مَرد جوان که رفته ی در خلوتی شبانه از توست با پای خودش نرفته ی ای فقر که دام و دانه از توست آن مَرد که بچّه ی خودش را انداخته توی لانه از توست آن کارگری که گشته بی جان در داخل کارخانه از توست صفحه6 توست ,خانه ,سکوت ,سکوت خانه منبع
درباره این سایت